سلام دوستان عزيز
به وبلاگ شهرداري بندر جاسك خوش اومدين اميدوارم كه بتونيد مطالب مورد نياز رو پيدا كنيد
سلام دوستان عزيز
به وبلاگ شهرداري بندر جاسك خوش اومدين اميدوارم كه بتونيد مطالب مورد نياز رو پيدا كنيد
صنعت جهانگردي در جاسك
امروزه اهميت صنعت گردشگري بر كسي پوشيده نيست، ايجاد اشتغال، تغيير چهره اقتصادي و اجتماعي مناطق و كشورهايي كه توانستهاند گردشگران دنيا را بسوي خود جلب كنند و تحولات ديگري كه اين صنعت در زير ساختهاي توليدي ايجاد نموده موجب گرديد تا دولتها تمامي تلاش و توان خود را در جهت توسعه اين صنعت بگار گيرند، نگاه دولتها اينك از منابع توليدي ديگر به اين سمت معطوف شده و بسياري از آنها سرمايهگذاري قابل توجهي در اين بخش انجام دادهاند و براي بستر ساي در اين زمينه از هيچ كوششي دريغ نداشتهاند و حتي حساب تازهاي تحت همين عنوان در دفتر توليد ناخالص ملي خويش گشودهاند.
تا آنجا كه امروزه گردشگري با تأمين يك دهم توليد ناخالص ملي بزرگ منبع توليد ناخالص ملي در دنيا بشمار ميرود.
بنا به اظهار نظر سازمان يونسكو، ايران از نظر فرهنگي جزو ده كشور اول جهان محسوب ميشود ولي سهمي كه از اين منبع عظيم درآمد بخود اختصاص داده است بسيار غم انگيز است.
در حالي كه سودان با داشتن 30/1 مساحت كشور ما و 10/1 بيابانهاي ما سالانه از طريق بيابانگردي يك ميليارد دلار درآمد دارد كه تقريباً برابر با ناخالص درآمد فروش نفت ميباشد.!!
سرزمين ايران داراي چهار فصل ميباشد كه تقرباً از نظر طبيعي در دنيا كم نظير است. در تابستان يخچال طبيعي داريم و در زمستان در رديف گرمترين نقطه جهان بحساب ميآئيم (بخشي از كوير) از جهت اكوتوريزم، شكار، بيابانگردي، صخره نوردي، توريسم جنگل (در غرب مازندران جنگلهاي سوخته، از جنگلهاي باستاني ايران هستند) و در موارد ديگر، در رديف بهترينها هستيم. و اين در حالي است كه سالانه 109 ميليون نفر تنها از جاده ابريشم بازديد ميكنند حال سئوال اين است كه ما چه سهمي را از ميزان گردشگر بخود اختصاص دادهايم.
در سال 1950 تعداد گردشگران بين المللي 25 ميليون نفر بوده است، و درآمد حاصل از آن 211 ميليارد دلار، در سال 1994 تعداد گردشگران بين المللي به 527 ميليون نفر افزايش يافت و درآمد حاصل از اين صنعت به 321 ميليارد دلار رسيده است، و پيش بيني ميشود كه در سال 2010 تعدا گردشگران بين المللي به 937 ميليون برسد، و باز سئوال اينجاست كه ما براي جذب بخشي از اين گردشگران چه كردهايم و چه برنامهاي داريم؟
و همه اينها نشان از نقش مؤثر صنعت گردشگري در توسعه و پيشرفت كشورها دارد.و اين موضوع سرمايه گذاري بيشتر در اين بخش را ميطلبد كه صد البته سرمايه اصلي جهانگردي هر كشور جاذبههاي جهانگردي آن كشور است.
بايد توجه داشت امروزه بر خلاف گذشته اماكن تاريخي و جاذبههاي فرهنگي، ديگر تنها مورد توجه گردشگران نبوده بلكه اك.ت.ريزم يعني نواحي زيباي طبيعي، دورنماهاي چشمگير، حيات وحش، سواحل دريا، مراكز كوهستاني، كويرها و بيابانها، مراكز درماني(آبهاي معدني)، آب و هوا، جاذبههاي خريد و ارزاني، جنگلهاي دريائي (حرا)، ديدار از بايهاي بومي، تماشاي صيد و صيادي، مكانهاي دور افتاده و ساكت و ... جزو جاذبههاي گردشگري امروز به شمار ميروند كه كشورهاي مختلف با برنامهريزي و كار مداوم توانستهاند بخش مهمي از درآمدهاي ناخالص ملي خود را ازقبيل اين گونه مراكز جذب توريسم بدست آورند.
در سال گذشته ميلادي شيخ محمد بن راشد (يكي از مسئولين عاليرتبه كشور امارات متحد عربي كه نقش موثري در متحول ساختن اين امارات مخصوصاً امارات دبي داشته است) اعلام كرد در سال جاري كشور متبوعش بايد حداقل 16 ميليارد دلار از طريق جذب گردشگر بدست آورد كه البته دستيابي به اين امر و با توجه به كوششي كه در اين مسير انجام گرفته، دور از انتظار نيست.
شايد تعجب كنيد كه در كشور مذكور گردشگران خارجي بيشترين اشتياق خود را به رفتن سفاري يعني ديدار ا تپه ماهورها و گذراندن ساعاتي از شب در اين ريگزارها نشان ميدهد و نه استفاده از پلاژها و امكانات مدرن ديگر.
ضمناً اقدامات تحسين بر انگيز ديگري جهت جذب گردشگر از جمله پايين آوردن دما بميزان چهار درجه سانتيگراد با پوشش گياهي مناسب در اين امارت نو پا صورت گرفته است.
سابقه گردشگري بندر جاسك
تاريخ حكاكيهايي كه بر ستون غار بزرگ سادرمن بجاي مانده نشان ميدهد كه اين بندر و جاذبههاي گردشگري آن مورد توجه توريسم بين المللي بوده است.
تا سالهاي 47- 1346 همه ساله و مخصوصاً در فصل زمستان و بهار يك كشتي حامل گردشگران كشور انگليس در نزديك ساحل بندرجاسك لنگر ميانداخت و گروههاي گردشگر براي ديدار از قبرستان انگليسيها د اداي احترام به در گذشتگان خود در محل دماغه جاسك (كه امروز مركز درماني اين شهرستان قرار دارد) حاضر ميشدند.
بعد از ظهرها با تيمهاي محلي آن زمان بندر، مسابقه فوتبال، كريكت يا دارتوپ برگزار ميكردند. اين مسابقات كه با هيجان فراواني همراه بود تماشاگراني از زن و مرد حتي كودكان خردسال داشت گويي تمامي مردم بندر نزديك ، چاه دامادها، (زمين فوتبال فعلي) گرد ميآمدند تا اين مسابقات پر شور را، تماشا كنند.
گردشگران ديگري مخصوصاً از كشورهاي انگليس، ايتاليا، هلند و فرانسه (ديدار گردشگران سه كشور اول شايد بخاطر حضور اجدادشان در اين بندر صورت ميگرفته است.) به اين سوي ميآمدند. اين گردشگران در طول سفر خود، ضمن ديدار از مناظر . كوهستانهاي شمال اين شهرستان از جماه سادرمن، به منطقه پوراف در شرق جاسك، جهت استفاده از آبهاي معئني ساحلي (MUDVOLACANO) به آن نقطه سفر ميكردند. يكي ديگر از جاذبههاي توريستي جاسك صخرههاي لمبري، سياه كوه و كله زيارت ميباشد، كه توريستهاي فاق الذكر ساعاتي از روز را بر روي اسن صخرهها به تماشاي غروب آفتاب ميپرداختند و حتي گروهايي از آنها در كنار كل فري (گودالي وسيع در غرب دماغه كه آبگير بسار زيبايي بود) چادرهاي خود را بر پا ميساختند تا از صداي امواج كه بر صخرهها ميخورد و آرامش و سكوتي كه در اين نقطه بود لذت برند.
بسياري از اين جهانگردان بصورت فاميلي و با فرزندانشان به جاسك ميآمدند، يكي از آنها جرج بزيو از كشور فرانسه بود. اين مهندس برق فرانسوي تا قبل از سال 1357 مرتباً و تقريباً همه ساله به اين بندر و بوسيله دوچرخه سفر ميكرد. جرج عقيده داشت كه ساحل دريا و عوارض طبيعي اين منطقه با مردم مهربان و خونگرم آن، از بهترين جاذبههاي اين بندر بشمار ميآيند.
اكنون چه بايد كرد ؟!.
از قرائن چنين بر ميآد كه در سالهاي اخير بار ديگر نظر گردشگران به اين نقطه از كشور جلب شده و مشاهده ميشود كه گاه بگاه گروههاي گردشگر داخلي و خارجي، جهت ديدار از جاذبههاي جاسك به اين بندر سفر ميكنند.
سال گذشته گروههايي از جهانگردان لهستاني و رومانيايي كه عمدتاً زمين شناس بودند، به اين بندر آمدند. آنها با ديدن جاذبههاي جاسك سر از پا نميشناختند، و قول دادند كه ضمن سفر مجدد، گروهاي ديگري از جهانگردان را كه با آنها ارتباط دارند، تشويق به ديدار از اين منطقه نمايند.
ولي متأسفانه اين گروه نميتوانستند عدم رضايت خود را از نبود حداقل امكانات رفاهي از جمله ايستگاههاي جهانگردي هايي كه در آن سرويسهاي بهداشتي و محل اقامت، تعبيه شده است، پنهان دارند.
در يكي دو سال اخير بعضي از افراد ساكن در امارات متحده عربي كه اصالتاً جاسكي هستند، جسته گريخته، سفرهايي به حوزه شرق جاسك داشتند و شبهايي را در بيابانهاي اطراف اين منطقه چادر زده و با نوشيدن چاي و قهوه و احياناً شكار و ديداري از اقوام و نزديكان خود، چند روزي را در منطقه ليردف و سورك گذرانيدهاند، جذب اين گروهها از طريق يك كار فرهنگي حساب شده و با برنامهريزي كارشناسانه، دور از دسترس نيست. تهيه عكس، فيلم و بروشور و ترجمه آن به زبان انگليسي و عربي و انتشار آن از طريق مقتضي در كشورهاي همجوار، ميتواند نتايج سودمندي را به همراه داشته باشد.
چنانچه آگاهيد در لنگه، لار، بستك، قشم و بعضي از مناطق استان بيشترين كمكها در جهت توسعه بيمارستاني، فرودگاهي، محيطهاي آموزشي و اداري و حتي راهها از طريق همياري افراد وابسته به اين مناطق كه در كشورهاي حاشيه خليج فارس كار و كسبي دارند، صورت گرفته، در حاليكه آمار نشان ميدهد جاسكيهاي مقيم و ساكن اين شيخ نشينها از نظر كمي بمراتب تعدادشان بيشتر از نواحي ديگر است. ضمن اينكه تعدادي از اين افراد در اين كشورها موقعيتهاي اجتماعي، اقتصادي و حتي سياسي حساسي را دارا ميباشند. ميتوان با يك برنامهريزي درست و قابل دفاع، نظر اينگونه افراد را كه در آن سوي آبها سرمايه هنگفتي دارند، به اين سو جلب و حتي آنها را تشويق به سرمايهگذاري در منطقه نمود.
نگاهي گذرا بر تاريخ و گذشته جاسك امروز
بندر جاسك با داشتن پيشينهاي تاريخي و درخشان يكي از بنادر مهم تجاري عهد باستان بوده و بهمين سبب متاسفانه در دورههاي مختلف تاريخي مورد تهاجم و تاخت و تاز اقوام مختلف قرار گرفته است. بندري كه در افقهاي دور تاريخ، سادرمن (سادمند) را دل خود داشت كه مهد تمدن سرزمين سكهها و مكهها بود. آري سادرمن يكي از پايتختهاي جهان تجارت دوران باستان بشمار ميرفت كه اقوام مختلف آن دوران تاريخي از چين و ماچين تا سومال و زنگبار و سرنديب (سيلان) و مردم ساحل نيل و تنگه داردائل و بسفر در آناتولي، با جهازهاي بادباني به اين سوي ميآمودند تا حاصل دست صنعتگران سرزمين بنديس را كه مهمتر از همه ظروف نقشدار زيباي سادرمن بود، براي زينت كاخهاي امپراتوران و سركردگان آن دوران به تجارت برند و همين آمد و شدها بود كه روز به روز بر رونق كار صنعتگران سادرمن افزوده و موجب شد تا طبع غارتگرانِ درياها برانگيخته گردد و گروهي از آنان با ترفندي موزيانه يعني مخفي كردن سربازان مسلح در جولهاي بزرگ گندم بر مردم بي سلاح سادرمن كه جز هنر و صنعت و نگاهي مهربان چيزي در توان نداشتند شوريدند و كشتند و غارت كردند و به بردگي و اسارت گرفتند. آنهايي كه توانستند از چنگ غارتگران بگريزند غارهاي سادرمن را رها كرده و به ساحل (لاتيدان) در جنوب شرقي جاسك كهنه امروز و در ميان انبوه درختان توج پناه بردند، تادر آينده تمدن بزرگ لاتيدان را پايهگذار باشند، اين مردم خونگرم از پاي از پاي ننشستند و با تلاش و همت خويش نوعي ديگر از تمدن و فرهنگ را در اين سوي اين سرزمين بزرگ بنديس بنا نهادند مردم سادرمن در اين محل دامداري و صيادي را پيشه خويش ساختند و اين بار خود دل به دريا زدند تا حاصل دسترنج خود را كه همانا پوست و پشم خرسك (فرش بافته از پشم شتر) و روغن حيواني و ماهي حشينه بود به آن سوي آبهاي دنياي باستان به تجارت بردند.
تاريخ چنين ميگويد: در روزگار هخامنشيان ساحل مكران و بديس جزو قلمرو آنان بود و بندري آباد و پرجمعيت، در دوران پارتها، شهر جاشك داراي جايگاه استراتژيك مهمي بود، نويسنده كتاب پريپلوس از بندري بنام «اومانه» كه بر كرانه خاوري درياي پارس بوده، سخن ميگويد كه در كرانه بخش جاسك امروز قرار داشته است.
در زمان ساسنيان شماري شهر و بندر در كنارههاي خليج فارس ايجاد شد و بندرهايي چون جاسك، سيراف، هرموز، كيش، ... گسترش يافت و جاسك همانند گذشته از مراكز دريايي و بازرگاني ايران بود. ساسانيان دادوستدهاي بازرگاني خود را تا دوردستترين سرزمينهاي آن روز، گسترش دادند و كشتيراني بين درياي پارس و چين وجود داشته و شهر استراتژيك جاشك در سر راه كشتي راني ايرانيان به هند و چين بوده است.
روزگار فرمانروايي فرهادك چهارم كه طمع بر تسخير هندوستان داشت از راه رسيد و مردم سادرمن، لاتيدان را چون گوهري بر سرزمين بنديس حفظ نمود. فرهادك چهارم بعد از بازگشت از سفر هند هزاران رامشگر و نوازنده و رقاص و رقاصه از اقوام جت به سرزمين آباد و زيباي لاتيدان آوردند تا سپاهيانش را سرگرم كنند. ساحل زيبا، نعمت فراوان و مناظر ديدني اين سرزمين، فرهادك چهارم را بر آن داشت كه لاتيدان را بعنوان تفرجگاه خويش برگزيند و اردوگاهي بزرگ بر بلنداي تپه لاتيدان و روباهي امروز بنا كند. جتها نيز كه طبعي لطيف و هنرمندانه داشتند با مردم مهربان و هنرمند سادرمن محشور شدند و در كنار هم بخشي از دوران شكوفايي لاتيدان را سامان دادند. در اين بين آئين ميترا جزء آئينهاي مورد توجه اين مردم بود و بقولي معبد بزرگ آناهيتا توسط اين قوم بنا نهاده شد. كه زائران بيشماري را در خود جاي ميداد و به اين ترتيب سرزمين بنديس بصورت مركز بزرگ آئين ميترا در آمد.
قزويني (وفات 682 ه.ق) در كتاب آثار البلاد و اخبار العباد : « جاشك، جزيرهاي است كه به جزيره قيس نزديك است، مردماني در آن زندگي ميكنند كه در نبرد دريايي و كشتي سازي مهارت و شهرت دارند. جنگاوران جاشكي شمشير برهنه در كف، چندين روز در آب دريا ميتوانند شنا كنند و با دشمنان چنان بجنگند كه گوئي در خشكي هستند.»
از آثار و نوشتههاي تاريخنويسان و جغرافينگاران اسلامي چنين برميآيد كه شهر جاشك از دريانوردي پرتوان، بازاربزرگ،لنگرگاه مناسبوبافتشهري پيشرفتهاي برخوردار بوده كه همه كشتيهاي رهسپار هندوچين، در لنگر ميانداختند و مسافران و بازرگانان چند روزي دراين شهر به خريد كالا و استراحت ميپرداختند.
در دوران ظهور دين مقدس اسلام والي جاشك جزء اولين فرمانروايان سرزمين بنديس بود كه قصد ديدار پييامبر اسلام نمود ولي گويي جنگ با والي هرمز اين فرصت را از او گرفت . بعضي از مورخين معتقدند كه والي جاشك بديدار پيامبر مشرف شده و در بازگشت به اشاعه اين دين همت گمارده است.
سنگ نوشتههاي قبرستاني كه در قسمت شرق جاسككهنه امروز(يعني محلي كه اكنون مدرسه شبانهروزي اين بخش قرار گرفته)نشان ميدهد كه بخشي از قبرستان مذكور به آن دوره تاريخي تعلق دارد كه متاسفانه در جريان ساختوساز مدرسه مذكور بسياري از اين قبور و از جمله قلعه نادري تخريب شد(در سالهاي 49-48 اينجانب بدليل علاقهمندي به گذشته سرزمين خود به كنكاش اين قبرستان پرداختم و قبوري را يافتم كه همزمان با سلهاي اول ظهور اسلام بود. كه لازم است در اين مورد تحقيق بيشتري بعمل آيد شايد كه در شرق اين مدرسه هنوز بقاياي آن قبرستان موجود باشد).
هم اكنون ده قطعه سنگ نوشته ارزشمند مربوط به اين قبرستان و اماكن تاريخي جاسككهنه در معبد هندوهاي بندر عباس نگهداري ميشود كه متاسفانه، اولا هيچ پلاك و نشانهاي مبني بر سابقه اين سنگ نوشتهها نصب نشده است ثانياً در اين محل هيچكس پاسخگوي سئوالات مراجعين در مورد اين سنگها (كه تنها موجودي با ارزش موزه مذكور ميباشد) نيست.
از سال 1330 ميلادي به بعد تهمتن بن توران شاه معروف به سلطان قطب الدين بر جاشك حكم ميرانده است. مردم سادرمن و لاتيدان بمرور سرزمين خود را به غرب و شمالغرب گسترش دادند و اين امر نه با لشكركشي، بلكه از طريق تجارت و حشر و نشر با اقوام ديگر صورت گرفت كه اين موضوع به پايهگذاري و تأسيس جاشك كهنه منجر شد تا اينكه بلوچها از شام بدين سوي هجرت كردند و بر لاتيدان و مردم سادرمن و مخصوصاً جتها شوريدند اين قوم تازه وارد كه اسب سواراني چابك بودند هر چه بر سر راهشان بود از ميان بردند و جتها را بدليل نوع پيشه ايشان كه نوازندگي بود، به اسارت و بردگي گرفتند و گلههاي شتر (بگها) مردم لاتيدان و سادرمن را به يغما بردند و از آن تاريخ قوم جت كه اينك اسير و برده بلوچها بودند بعنوان ساربان و پرورش دهنده بگهاي (شترهاي) به غارت رفته شدند و بدين ترتيب قوم جت قرنهاست كه اين پيشه را به يادگار دوران اسارت خويش با خود دارند، گروهي از مردم سادرمن در سرزمين مكهها (مكران) و در ميان طوايف ديگر غرق شدند و بصورت صنعتگران دوره گردي در آمدند كه همراه با كوچ قبايل به هر سو ميرفتند و ديار بديار آواز غربت خويش را با ترنم طداي جتهايي كه با آنها بودند نجوا ميكردند، و قرنها بعد گروه اول تحت عنوان استا و چلنگر شناخته شدند. و گروه دوم ميروكهايي بودند كه با تمبيرههاي ساخت مردم سادرمن آوازه حماسه مردان مكران و سرزمين بزرگ بنديس و غربت خود را فرياد ميكشيدند، و شبهاي سرد زمستان، محفل سران قبايل را با اين آوازها گرمي ميبخشيدند افسانههاي : حاني و حمل، پهلوان شيزي و بياهو از جمله قصههاي جنگ آوريها و عشقها و تلخ كاميها و پيروزيهاي قومي بود كه توسط اين گروه سينه به سينه ميآمد تا جز لايتجزاي فرهنگ مردم جاشك گردد.
رفتار سران قبايل و مخصوصاً قوم بلوچ با اينان بسيار تحقيرآميز بوده است جت(JAT )و ميروكها(MAIROK )واستاها بعنوان اقوامي پست معرفي شدهاند و براي به بردگي كشيدن آنان داستانها و افسانههاي غمانگيزي ساخته و پرداختهاند. بعد از يورش بزرگ بلوچها كه موجب انقراض دولت سادرمن و لاتيدان شد، گروههايي از اين مردم بكوههاي بشكرد امروز پناه بردند و بخشي از آنان در كوهپايههاي گوركوه چادرهاي سياه خود را بر پا داشتند. كنرمهندي(KONARMAHANDI )، زهكوپچو،(ZEHKOPCHO )، زهبارك(ZEHBAREG )و بعدها زهحسين كه آبگيرها و چراگاهاي زهاب(ZEHAB )بودند، از جمله آباديهاي بجاي مانده از اين قوم مهاجر، ميباشد.
مردميكه دشت و ساحل را رها كردند اينك مجبور بودند خود را بكوهستان گوركوه بسپارند با عبور لشكريان درياسالار اسكندر مقدوني نثارخوس(نثارك) در سال326 قبل از ميلاد اين بخش از سرزمين بنديس(بديس در روزگار هخامنشيان نام جاسك بديس يا باديس بوده است اين شهر نامهاي ديگري چون كارپل، كارپلا، جاشك، جك، راسالجاسك، جشن، جشوياكش به دليل فراواني اين ماهيها داشته است.* )چهرهاي تازه بخود گرفت اين سردار اسكندر بعد از ديدار از جاسك گفته است:(بندر بديس بسيار آباد بئد و هر قسم ميوه جز زيتون در آن يافت ميشد، باغات بزرگ از تاك داشتند و تا ديده ميديد اراضي گندمزار بود.)و سالها بعد شيخبزرگ عمان بنام محمد به قصد تصرف هرمز به جاشك لشكر كشيد و بعد سلطان ديگري(سلطانبناحمد)از سلطان نشين مسقط حكومت ناصرخان را بر سواحل مكران تحميل كرد و با كمك و همراهي امپراتوري انگليس، سالها بر ساحل بنديس حكم راند.
*نامهاي جاشك، جش و جاسك در كرانههاي درياي جاسك بازگو كننده وجود شيهوها يا جاشوها در اين منطقه است. بنابراين ميتوان گفت كه در ناحيه جاسك، بويژه بندرجاسك كنوني، در گذشته مردمي زندگي ميكردند كه نام اين بندر از نام آنان
گرفته شده و به جاشك معروف بوده است.
-----------------------------------
در سال1300 ميلادي نوادگان امير تيمورگوركاني و سربازان مغول به ميناب حمله بردند كه اين بخش از سرزمين بنديس يعني جاشك از اين شورش ضربات سختي متحمل شد و بدين ترتيب هرمز جديد(جزيره هرمز) بدنبال كوچ مردم هرمز خشكي پديدار شد. حملهها و شورشهاي اقوام مختلف تمامي مكران و سواحل انرا دچاربي ثباتي و هرج و مرج كرده بود تا اينكه در سال1852 ميلادي با توافق دولت مركزي ايران و سلطان عمان به سلطه شيوخ اين منطقه بر بخشهايي از سواحل و جزاير خليجفارس و درياي عمان خاتمه داده شد.
موقعيت جغرافيايي و سوقالجيشي دماغه و خليج جاشك موجب گرديد كه انگليسيها بهرهبرداري بيشتر از اين بندر زيبا را سرلوحه اعمال توسعهگرانه خود قرار دهند و بهمين منظور در سال 1614 SMITH نماينده كمپاني هند شرقي را به جاشك كهنه گسيل داشته تا اولين سنگ بناي بندر تجاري ايران را پايهگذاري نمايد. و دو سال بعد يعني در سال1616 ميلادي اولين محموله تجاري هند شرقي در جاشك پهلو گرفت و بدين ترتيب سال1619 ميلادي اولين تجارتخانه كمپاني هند شرقي در اين بندر رسماً كار خود را اغاز كرد. رفت وآمد كشتي هاي تجاري از اقضي نقاط دنياي تجارت آنروز جاشك را بعنوان مركز ثقل تجارت جهاني قرار داد تاسيس دفاتر كشتيراني وهوايي توسط هلندي ها ( )و انگليسي ها و فرانسوي ها رونق اين بندر صد چندان كرد. در آن دوران خليج كوچكي تا مركز بازار شهر كنوني جاسك ادامه داشت و از كنار قلعه تاريخي بزرگ اين بندر (كه در سال 60-1359 بمنضور ساخت اسكله جديد متاسفانه تخريب گرديد.) مي گذشت، جهاز هاي بادباني از دريا وارد خليج مذ كور مي شدند و در دو سوي اين خليج، بازار مكاره بزرگي داير شده بود كه تا ساختمان دارايي قديم (كه در همين سالها تخريب شد)، گسترده بود انواع پارچه هاي بافت كشور هند ، ادويه، انواع ميوه ها از قبيل نارگيل و اناناس و البته گندم سهران و خرماي مضافتي و مرداسنگ بشكرد كه بصورت خشك يا تازه عرضه مي شد در اين بازار بفروش مي رسد.
خليج و دماغه جاسك امروز كه تا آن تاريخ شكار گاهي كم نظير بود شكل تازهي به خود گرفت و پذيراي مهاجراني از اطراف و اكناف سواحل و جزاير خليج جاسك گرديد. گروههايي از مردم ميناب، هرمز، قشم، لنگه، و گوده و كرمستج براي كسب و كار بدين سوي روي آوردند و در اين بندر سكنا گزيدند و اينك ميبينيم كه بندر و دماغه جاسك شهريست كاملاً مهاجر نشين. اين مهاجرتها تا روي كار آممدن رژيم پهلوي و رضا شاه با شدت هر چه تمامتر ادامه داشت ول در سال كشف حجاب از شدت آن كاسته شد و گروهي از بزرگان اين بندر به هند و پاكستان كوچ كردند.
قبل از اين تاريخ يعني در اواخر سال 1620 ميلادي هلنديها و پرتغاليها (آغاز ورود استعمار انگلستان به خليج فارس را بايستي از اوايل سده 17 ميلادي دانست پايههاي نفوذي استعمارگري بريتانيا از 1204 ه . ق ، 1616 م، در جاسك گذاشته شد) بر سر تجارت و نفوذ بيشتر با انگليسيها درگير شدند در اين سال پرتغاليها راه بر دو كشتي كمپاني هند شرقي در دماغه جاسك بسته و مانع از پهلو گرفتن آنها شدند نبردي سخت در گرفت و دو گروه متخاصم يكديگر را به توپ بستند كه در اين مبارزه انگليسيها پيروز ميدان بودند و پرتغاليها شكست خورده و جاسك را به انگليسيها واگذاشتند. امپراطوري انگليس براي نفوذ و تسلط بيشتر خود بر سواحل مكران و خليج فارس در سال 1864 ميلادي استحكاماتي در اين بنادر بنا نهادند و در محل سلطانآباد (فرودگاه فعلي) ساختمانهاي متعددي ساختند كه اين تأسيسات شامل دفاتر شركتهاي هوايي، دفاتر تجاري، پمپ بنزين و حتي يك سالن تأتر ميشد كه در پي ساخت ايستگاه هوايي جاسك بقاياي بناهاي مذكور تخريب گرديد.
در قسمت غرب اين بندر و بر بالاي صخره لمبري تاسيسات و بناهاي مستحكم ديگري توسط انگليسيها بنا گرديد. كه از جمله آنها ساختمانهاي اداري و ترمينال مسافربري (بنگله سرخ 1294 ه.ق) ساختمان كارخانه برق، ساختمان پست و تلگراف (1869 م) و حتي زندان بود كه ترمينال مسافربري در سالهاي 48-1347 در اثر طوفان يكباره فرو ريخت. از مهمترين اقامات ديگر انگليسيها در سال 1901 ميلادي ايجاد خطوط ارتباطي تلگراف و كابل زيردريايي بود كه ايران و هلند را از طريق گواتر-جاسك و بندرعباس مرتبط ميساخت و همينطور كابل دريايي ديگري كه خط ارتباطي جاسك مسقط بود كه بعدها به كيبل هوز معروف شد و هنوز هم به عنوان يكي از شاخصهاي مجرا صيدگاه صيادان بندر شناخته ميشود گرچه امروز ديگر اثري از كيبل هوز وجود ندارد. بنابراين سال 1864 و 1901 ميلادي كشور ايران از طريق اين بندر براي اولين بار به وسيله خطوط تلگراف با بلاد ديگر ارتباط برقرار نمود. بناي دو ،دكل عظيم و رفيع مخابراتي در كنار تأسيسات انگليسيها نشانه توجه خاص آنها به امر ارتباطات بود. اين دكلها بدنبال ساختمان زيباي ترمينال مسافربري (بنگله سرخ) در اثر طوفان شديد همزمان فرو افتادند.
از تاريخ تأسيس و بناي اين ساختمانهاي مستحكم، شهر جاسك و دماغه، بنام بنگلان و بنگله معروف شد. همانطور كه پيشتر آمد خطوط كشتيراني متعددي در جاسك تردد داشتند و مسافرين و مال التجاره كمپانيهاي بزرگ انگليسي و هلندي را از شرق دور و هند و سورات به اين بندر و از آنجا به بندرعباس ميبردند و بايد گفت جاده فلفل و راه ادويه از اين بندر ميگذشت. در قسمتي از فرودگاه تاريخي جاسك انگليسيها با ستونهايي از سنك و ساروچ كلمه jask را به انگليسي نوشته بودند اين فرودگاه كه دومين فرودگاه بزرگ طبيعي جهان بعد از كشور ژاپن بود، محل رفت و آمد خطوط هوايي متعددي بود در سالهاي 55-1354 بود.
در سال 1932 ميلادي عبور خطوط هوايي هلندي و انگليسي توسط دولت وقت ايران منع شد و برنامه پروازي اين شركتها از خاور دور به جاسك تغيير كرد با اين تغييرات و بدين ترتيب جاسك موقعيت ارتباطي گذشته خود را از دست داد. اين بندر ضمن اينكه يكي از معابر مهم دريايي و تجاري بسيار مهم بود. در دوران جنگ جهاني دوم بعنوان بخش مهمي از پل پيروزي فاتحان اين جنگ در آمد.
اينك ميروكها بار ديگر بر سر هر كوي و برزن و درتمامي ساحل فراموش شده جاشك ميگردند و به تلخي با تمبيرههاي خود آواز غربت بنديس را فرياد ميكشند، بندر زيباي جاسك با صخرههاي مرجاني خود، تنها و در سكوت و سكون مرگباري در چمبره يك بن بست تاريخي مانده است جاسك با مردمي مهربان و مهماننواز پذيراي مهاجراني است كه سود حاصل از منابع دريايي و تجاريش را به شهرهاي خود ميبرند، و تنها چيزي كه براي صاحبان اين بندر مانده است كسادي كار، شيوع افيون، و بيپناهي جوانان ساده دل اين ديار غريب ميباشد.
گالری سایت
در این قسمت می تونید عکسهایی از جاسک رو مشاهده کنید
گالری مناطق محروم گالری سطح شهر گالری پروژهای ساخت
گالری مناطق زیبای جاسک گالری عکسهای پروژه ها گالری عکسهای متفرقه
قسمت اخبار
شما در این قسمت اخبار سایت را میتونید پیدا کنید در باکس پایین